| به قسمت شعر بلاگ نودت خوش آمدید | |||||
| سوز درون | |||||
N o d e t |
| جملهء من عاشقم ایـن روزا تکراری شـــده یـــه بهــــونـــه واسهء گــــزار بیکاری شــــده عـــــاشقی گــــــم شده بــا عشق دیگـــــه اون هــــــــویــــــت قــــــــدیمــــــــــو نـــــداره فکر نکن که عاشقی یک لحظه خیره شدنه روز و شـــب نالیــدنه دیـــر یا زود خـــوابیدنه رنـــگ و زیبـــائی مـــــلاک عشـــق نیســت عشقی که از رنگ و زیبائی بیاد اون عشق نیست یه نسیـــم گـــزرونـــه ، عــــاشقی ســـــوز درونــــه عشق مثله پر پروانه لطیفه ، مثله شبنم پر پــاکی مثلــه دریـــا بی وسیعـــه ، سـر به زیر و بی دریغـــه خیلــــــــــی هــــــــــــا فکر میکنن کـــــه عاشقـــــی گـــفــتــــــــن جــمـــلـــــهء دوســـــــــت دارمــــــــــــه هــــــر کـــــی رو دیـــــــدن کـــــــه آب و رنـــــــگ داره زود میـــــگـــــــن اون خــــودشـــــه اون یــــــــــارمـــه | N o d e t | ||
| قسمتی از اشعار یکی از دوستای عزیزمون | |||||
N o d e t | تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببري تا مرا باز به ديداره خود من ببري دردمندي به تو دل داده، نبايد بروي اتّفاقيست که افتاده نبايد بروي بي من از وحشت اين جاده نبايد بروي نيستم جان تو آماده نبايد بروي اي گل روشن شبزاده نبايد بروي چي کار کنم بيرون نميره از سرم بعد خدا به زير گنبد کبود طفلي دلم چه بي خبر ناخونده مهمون تو شد نمي دونستم که سرت مونده رو شونه هوس اگه تو با من بمونی همیشه برات می میرم بيا حادثه ساز ولي قانون شکن باشيم زندگي سالهاست قصه آخرش رو در گوشم خونده | مي نويسم همه با تو بودن ها را تا تو تکيه گاه امن خستگي ها باشي مي نويسم که تو از پيشه من ساده نبايد بروي شعر و شاعر شده اند عاشق زيبايي تو زندگي راه درازيست پر از وسوسه ها زخمي ام ، خسته ام ، آشفته و بي سامانم از شب بي تابش پنجره ام اي مهتاب شب شده باز هواي تو پيچيده توي خاطره ام نمي دونم به کي بگم دلم هوا خواه تو بود نمي دونم چطور دلم اسير زندون تو شد نفهميدم برق نگات شمع يه خونه ديگست اگه تو پيشم بموني يه جون تازه مي گيرم مي ميرم بي تو مي ميرم آشنايي يک حادثه، جدايي يک قانون برام قصه نگو ، من از قصه شنيدن سيرم و من هنوز خوابم نبرده | N o d e t | ||
| تنها | |||||
N o d e t | گياهي در ميان صحرا شدم من شتابان در پي ليلا شدم من چه بي اثر مي خندم چرا عاشق ، چرا شيدا شدم من من آن زود آشنا را مي شناسم از اينجا من خدا را مي شناسم چه بي اثر مي خندم چرا عاشق ، چرا شيدا شدم من | در اين دنيا ، تک و تنها شدم من چو مجنوني که از مردم گريزان چه بي ثمر ميگريم به ناکامي چرا رسوا شدم من من آن شيرين ادا را ميشناسم محبت بين ما کار خدا بود چه بي ثمر ميگريم به ناکامي چرا رسوا شدم من | N o d e t | ||
| ستاره | |||||
N o d e t |
| دوباره دلم واسه غربـت چشمات تنگه ، دوباره این دل دیــوونه واست داتنگـه وقته از تو خوندنه ستارهء ترانه هـــام ، اسم تو برای مـن قشنگترین آهنگـــه بی تـــو یـــک پرندهء اسیـــــر بی پروازم ، با تو امـا میرسم بـــــه قلـــهء آوازم اگه تا آخر این ترانه با من باشی ، واسه تو سقفی از آهنگ و صدا میسـازم بــــــــــا یــــــــه چشمــــــــــک دوبــــــــــاره منــو زنــــــــــده کــــن ستــــــــاره نــــــــــزار از نفــــــــــس بیــــــــــافتم تـــــــــــوئی تنهـــــــــــا راه چـــــــــــــــاره آی ستـــــــاره آی ستـــــــاره بـــــــی تــــــــو شـــــــب نـــــــوری نـــــــــــــداره ایـــــن تـــرانـــــه تــــــــا همیشــــه تــــــــو رو یـــــــاد مـــــــــن میــــــــــــــــاره توئی که عشقمو از نگاه من میخونی ، توئی که تو تپش ترانه هام مهمونی توئی کـــه هم نفسه همیشـــه آوازی ، توئی که آخــــر قصــه منو میــــدونی اگـــه کوچهء صــدام یه کوچهء باریکـه ، اگه خونـم بی چراغه چشـم تو تاریکه میـــدونم آخر قصه میرسی به یاد من ، لحظهء یکی شدن تو آینه ها نزدیکـــه | N o d e t | ||
| باورم نميشه | |||||
N o d e t | رو در و ديــــــواره خونه گــرده تنهائي بــپاشه هيچـــکي مثــــله مــن پــــــيدا نــــمي شـه مالــــــه تــــو باشـــــه بــــــراي هميشـــــــه بـــا غريبه آشنــا شه با غريبه مهربـــون شــه | باورم نميشه دستات توي دست مــن نباشــه تـــــو همــــوني کــه ميگفــــتي تـــو دنـــــــيا تـــــو همــــوني کــــه ميــگفـــــتي قلبـــــــم باورم نميشه چشمات بره مالــه ديگرون شه | N o d e t | ||
| ده ثانیه | |||||
N o d e t | بی خبر از هر شب و روز ، منو یه شمع نیمه سوز ای کاش تو لحظه ای که رفت ، میدیدمش یه بار دیگه ای کاش تو این یک ثانیه می بودنش نمی گذشت یه عمر نشستم منتظر ، کی میگه اینا بازیه یه عمری چشم به در بودم ، این آخرا هم چشم به راه خبر داری چه زود گذشت ، مونده فقط هفت ثانیه داد میزدم پس کی میای ، کسی جوابمو نداد ثانیه پشت سر هم ، رفتن تا شیش و هفت و هشت هشـــت ثانیــــه ازت گذشــــت هنوز نشستم منتظر ، چشم و امیدم ساقیه بگو که من تا آخرین ، خیره بودم چشام به در سرت سلامت نازنین ، از من یه یه لحظه باقیه منتظرت بودم یه وقت ، نگی که عاشق نبودم آزاد شدم میام پیشت ، بی واهمه بی هیچ هراس رویای شیرین بود و رفت ، چون با خیاله تو گذشت | ده ثانیه تا انتها ، پایونی بی سر و صدا یکی گذشت از ثانیه ، نه تای دیگه باقیه اون دور بود و تو حسرت ثانیه ها که می گذشت ساعت میگه دو ثانیه ، هشت تای دیگه باقیه فقیر بودن جرم منه ، عاشق بودن تنها گناه ساعت بازم بهم میگه ، سه ثانیه رفته دیگه هی با خودم گفتم میاد ، امیدتو ندی به باد من موندمو دو ثانیه ، ازم فقط این باقیه لحظـــه تـــو گوشــــام داد میــــزد من موندمو دو ثانیه ، ازم فقط این باقیه آه ای خانم باد سحر ، واسش ببر تو این خبر ثانیه نهم که رفت ، مونده فقط یه ثانیه قسمت نشد ببینمت ، شاید که لایق نبودم ثانیه ده گل یاس ، راحت شدم دیگه خلاص قشنگترین ثانیه ها ، این ده تا بود که زود گذشت | N o d e t | ||
| گفتم نرو | |||||
N o d e t | گفتم آخه عاشق شدم ، گفتی میخوام تنها باشم گفتم پس عمرم چی میشه ، گفتی هدر شد شب و روز گفتم بیا چشمام به تو ، گفتی آخه کی میخره گفتم یه روز کسی بودم ، با من نکن بی حرمتی گفتم حالا که پیر شدم ، گفتی که از تو سیر شدم گفتم بیا بشکن تنو ، گفتی فراموش کن منو | گفتم نرو پرپر میشم ، گفتی میخوام رها باشم گفتم دلم ، گفتی بسوز ، گفتم یه عمری باز هنوز گفتم آخه داغون میشم ، گفتی به من خوش میگذره گفتم منو جنس می دیدی ، گفتی آره بی قیمتی گفتم صدام می میره باز ، گفتی به درد بسوز بساز گفتم تمنا میکنم ، گفتی میخوام خوردت کنم | N o d e t | ||
| قسم | |||||
N o d e t | جز به تو و به خوبیات به هیچ کسی خو نکنم اسم تو رو داد میزنم تا دم دمای آخرین دلخوشی های دنیا رو خودم به کامت می کنم برات یه کلبه میسازم پر از یه رنگی پر نور دنیا ها رو فدای اون چهره ماهت میکنم دفتر پیر شعرمو وقتی که مردم مال تو | قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نکنم قسم به اسمت که تو رو تنها نزارم بعد از این قطره به قطره خونمو یکجا به نامت می کنم میبرمت یه جای دور میشم واست سنگ صبور روح و دل و جون و تنم نذر نگاهت می کنم هر چی که باختی پای من هر چی که بردم مال تو | N o d e t | ||
| نگاه | |||||
N o d e t | دوست دارم زمان بایسته برای همیشه اونجائی که هیچ وقت گلی پژمرده نمی شه اگه اشک از چشات جاری بشه برات بمیرم یاد تو و اسم تو باشه ورد زبونم ، مهربونم بی تو مقصد خیلی دوره ، راه عشقم بی عبوره دوست دارم که راستی راستی حس کنم تو رو تو دستم | وقتی که نگاهم به نگاهت خیره میشه چشمامون ببندیم و بریم تا ته رویا هر چی غم داری از دل نازکت بگیرم سر رو شونه هام بزاری و برات بخونم آرزوم بی تو محاله لحظه هام بی تو سواله من نمی خوام تو خیالم ، بگمت عاشقت هستم | N o d e t | ||
| میدونی | |||||
N o d e t | میگریم اما گریه از درد میدونی گریه ام برای عشق بی فرداست میدونم بی عشق نمیشه زنده بود ای یار مستم بگذار اگر میخندمم با عشق بخندم بیا با من بخون با من برقص بازیگر عشق نزار بیهوده بر این عشق و این دونیا بخندم نرو از پیش من با من بمون تنها نزارم منی که خود یه مستم بیش از این باشم که هستم | میخندم اما خنده ام تلخ میدونی خنده ام برای پوچیه دنیاست میدونم میخونم این آواز عشق تا زنده هستم پر کن فضای خالیه دنیامو با عشق نگیر مجنون عشقو از لبم افسونگر عشق منی که عاشق عشقم میدونی پایبندم بیا فکری بکن بر این دل عاشق و زارم بده پیمانه عشقو عزیزم توی دستم | N o d e t | ||
| گلچین | |||||
N o d e t | سوي در مي آيم و هر سو نگاهي ميکنم يک شهر پر از دشمن و يک دوست نداريم ولي صد حيف که از خوبان وفا نيست ز خوبان دل گرفتن کار ما نيست بايد از جان گذرد هر که شود مايلشان چه کنم حرف دگر ياد نداد استادم نمي گويم وفا کن يا جفا کن ، مرا با هر چه خوش داري رضا کن ولي مهتاج نا مردان مگردان صحبت از فا جعه عشق با من از روز ازل بود شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم مثال قايق سرگشته رو به گردابم اي به فداي چشم تو اين چه نگاه کردن است ولي با خفت و خاري پي شبنم نمي گردم وبا يک کوله باره بسته آمد براي قلبهاي خسته آمد طبیب حارق این قلب بیمارم تو باشی اگر بیدار باشی ، بازم به بالینم نباشی به یاد یکدگر بودن دلی بی کینه می خواهد صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم با خاک کوی دوست برابر نمی کنم | گر چه ميدانم نمي آئي ولي هر دم ز شوق ما از آن پاک دلانيم که ز کس کينه نداريم مرا يکدم از خوبان جدا نيست به خوبان دل سپردن کار سهل است زيبا رويان جهان رحم ندارد دلشان نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست لبت را با لبانم آشنا کن ، مرا مست از شراب بوسه ها کن الهي در شب فقرم بسوزان من نگاه تو مي خوانم که قشنگترين غزل بود تو کيستي که من اينگونه بي تو بيتابم تو چيستي که من از هر موج تبسم تو تا تو نگاه مي کني کار من آه کشيدن است من آن گلبرگ مغرورم که مي ميرم ز بي آبي بهار از لاي در آهسته آمد دلش لبريز شبنم بود از شوق الهی تب کنم شاید پرستارم تو باشی می دونی می شکنی این قلب من در کنج سینه محبت را به دل دادن صفای سینه می خواهد من ترک عشق و شاهد و ساغر نمی کنم باغ بهشت و سایه طوبی و قصر هور | N o d e t | ||
| گلچیــــــــــــــن | |||||
N o d e t | شراب را دوست دازم چون به رنگ خون است رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد چون نـــــام تو در آن جـــــا دارد بلبل آزاد بودم عشق ، گرفتارم کرد هرگز نمی کیرد کس خنده زیبای تو را در قفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد مرا از تو ، تو را از من جدا کرد زمین بر مغز و پوست کهنگی می تازد امروز زمین هم پوست می اندازد در دست ستمگران گرفتار شوی کز غفلت خواب عشق بیدار شوی غمی دارم و غمخواری ندارم بی تو دنیای بزرگ هم . زنـــــدان مــن اســــت از جان و دل عاشق شوی ، تا عاشق زارت شوم از جان و دل عاشق شوی ، تا عاشق زارت شوم ساقه سبز دلم را چید و رفت عاقبت بر عشق من خندید و رفت بی مروت گریه ام را دید و رفت بشکنم چون لاله ای خونین و در صحرا بمی رم خنده شمعی شوم در دامن شبها بسوزم اگر با وی نباشد بی وفایی اگر باشد امید باز دیدن | غروب را دوست دارم چون به رنگ شراب است خون را دوست دارم چون در رگ جریان دارد قلـــــب را دوســـــت دارم مظهر عشق بسوزد که چنین خارم کرد هرگز نمی گیرد کس جای تو را در جوانی ناله ها کردم کسی یادم نکرد بمی رد آنکس که مدرسه عاشقان را بنا کرد پلاس کهنه اندیشه را دور باید انداخت ای دوست ، بنگر ، بنگــر تا کی به هوای دل چنین خار شوی آنگه دانی که دل چه کرده است با تو گلی دارم و گلدانی ندارم یاد تو درد پنهان من است. عشق تو تمام ایمان من است باید گرفتارم شوی ، شاید گرفتارت شوم باید گرفتارم شوی ، شاید گرفتارت شوم سیب سرخی به من بخشید و رفت عاشقی های مرا باور نکرد اشک در چشمان سردم حلقه زد دوست دارم همچو موجی در دل دریا بمی رم اشک غلطان گردم و از دیده محنت بریزم چه خوش روزی بود روز جدایی خوش است اندوه تنهایی کشیدن | N o d e t | ||
| مسافر | |||||
N o d e t | تو خلوت آينه ها به ا نتظار نشسته بود دلش پر از گلايه بود ولي نمي دونست چرا ؟ عکسهاي يادگاريشو براي ما گذاشتو رفت نگاه عاشقونه اي براي اون دعا نکرد تو لحظه هاي بي کسيش پرنده پر نمي زنه مسافر خسته من يه عمر که مسافره | مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود مي خواست که از اينجا بره اما نمي دونست کجا دفتر خاطراتشو رو طاقچه جا گذاشتو رفت دل که به جاده مي سپرد کسي اونو صدا نکرد حالا ديگه تو غربتش ستاره سو نمي زنه با کوله باره خستگي تو جاده هاي خاطره | N o d e t | ||
| روح سبز | |||||
N o d e t | بي حضور عاشق تو چه عجيبه گريه کردن جاده تا صبح قيامت منو اين پاهاي خسته زيره قطره هاي بارون صداي پاتو شنيدم | تو که نيستي تا ببيني گريه هاي هر شب من تو که نيستي تا ببيني دله آسمون شکسته با عبور هر ستاره روح سبز تورو ديدم | N o d e t | ||
| هزارو يک شب | |||||
N o d e t | دونباله تو مي گردم دونباله يک تکيه گاه دستاي عاشق من لبريزه التماسه گريه هر شب من فقط براي تو بود تو آسمون عشقم شعر تو پر مي زنه تو بغض من ميشکنن شعراي عاشقونه | هواي گريه دارم تو اين شبه بي پناه دونباله اون دلي که تنهايي رو مي شناسه هزارو يک شبه من پر از صداي تو بود سکوته شيشه ايمو صداي تو ميشکنه با تو دله سياهم به رنگ آسمونه | N o d e t | ||
| مشق سکوت | |||||
N o d e t | نگو که باور نداري حرف دلت رو بنويس بهش نگو تو راه عشق هيچ کسي پا نمي زاره نگو نسيم سحري از کوچمون نمي گذره خونه رو روشن ميکنه حتي يه شمع نيمه جون براي خاک باغچمون ترانه اي تازه بخون | مشق سکوتو خط بزن اينجا کسي غريبه نيست دفتر کهنه دلت رنگ غمو دوست نداره از شب تنهايي نگو خورشيدمون جلوه گره اسبتو زين کنو بيا تو شهر تنهايي نمون پرنده ها منتظرن قدم بزار تو آسمون | N o d e t | ||
| حديث مهربوني | |||||
N o d e t | ميدونه پنجره بين ما ديواره مي خونه با اشاره حديث مهربوني برام از خوبي و از شادي بخون تو اين شب غريبه صداي تو آشناست به فکر آبي دور به فکر درياها نيست بگو آفتاب زلفاشو شونه کنه | اون که پشت شيشه شبها سر ميزاره از پشت شيشه ها با رنج بي زبوني پشت اين پنجره هاي بسته نامهربون صداي گريه هامون دواي هر شب ماست تو اين کوير غربت کسي به فکر ما نيست شب نبايد تو دلم خونه کنه | N o d e t | ||
| ياس | |||||
N o d e t | نهالي کاشت ميونه باغچهء مهربوني اين بوتهء ياس من مي مونه يادگاري ميونه کوچه باغ ها بوي خدا مي پيچيد ديدن که خوبيه ياس باعثه زشتيشونه ساقه هاسو شکستن آدمهاي نا سپاس خواست بزنه جوونه اما سر اومد بهار پنهون ز نا محرما تو باغ ديگه اي کاشت اما مکان اون گل مونده هنوز نا شناس | يه روز يه باغبوني يه مرد آسموني ميگفت سفر که رفتم يه روز و روزگاري هر روز غروب عطر ياس تو کوچه ها مي پيچيد اونهايي که نداشتن از خوبي ها نشونه عابراي بي احساس پا گذاشتن روي ياس ياس جوون برگ اون تکيه زدس به ديوار يه باغبونه ديگه شبونه يتس برداشت هزار ساله کوچه ها پر ميشه از عطر ياس | N o d e t | ||
| بي تابي | |||||
N o d e t | روزاي روشنه آفتابي رو خيلي دوست دارم غروب مبهم سرخ آبي رو خيلي دوست دارم واسه اين شبهاي مهتابي رو خيلي دوست دارم شب تا صبح گريه و بي تابي رو خيلي دوست دارو انتظار تو و بي تابي رو خيلي دوست دارم | دله من سياست ولي آبي رو خيلي دوست دارم با هواي تو توي کوچه هاي دلواپسي دوست دارم تناب ماه رو بگيرم بالا برم با خيال تو اگه باشه خيالي ندارم ميدونم يه روز مياي عمريه بي قرارتم | N o d e t | ||
| آرزوها | |||||
N o d e t | منو عشق تو و دستي خالي لحظهء پر تپش هر روزه جاده اي از شب تا خلوت ما اتفاقي که نيفتاده توئي نقشي از نوعي دل بستگي اند همهء عمر به سويت بودند آرزو هاي منو ياري کن | اي غم انگيزترين خوشحالي توئي اون کشمکش هر روزه منو يک جادهء چشم براه اولين حادثهء جاده توئي دستهايم که پر از خستگي اند دستهايم که نيازآلودن باز هم باش و فدا کاري کن | N o d e t | ||
| پل عاطفه | |||||
N o d e t | دستاي احساسمونو ، تو دستاي عشق بزاريم آفتاب بايد طلوع کنه ، خورشيد بايد نور بزنه رو تن سبز لحظه ها ، خاطره هامون بمونه بايد پل عاطفه شه ، دست سپيد دل ما | کوير نشه دلاي ما ، مثله بارون شيم بباريم صداي پاي شب داره ، تو کوچه پرسه ميزنه بايد که آسمونمون ، هميشه آبي بمونه اگه هنوز فاصله ها ، خط سياه بين ما | N o d e t | ||
| بازگشت به صفحه اصلی | |||||